چطور بی‌اشتهایی عصبی را رفع کنیم؟ علل، علائم و درمان‌های طبیعی

بی‌اشتهایی عصبی از مدت‌های طولانی مشکل زنان بوده است و درحالی‌که به لحاظ تاریخی تخمین شده 90 درصد الی 95 درصد از بی‌اشتهایی‌های عصبی در بین زنان دیده می‌شود،

این اختلال بیش‌ازپیش در بین مردان هم شایع شده است. امروزه حدود 1 درصد از تمامی زنان ساکن ایالات‌متحده، از بی‌اشتهایی عصبی رنج می‌برند و این اختلال را تبدیل به یکی از شایع‌ترین اختلال‌های روانی در بین زنان جوان و نیز یکی از کشنده‌ترین آن‌ها ساخته است.

تشخیص علائم بی اشتهایی عصبی

از آنجایی بسیاری از مردم مبتلابه اختلال‌های غذایی در کنار دیگران طبیعی «غذا می‌خوردند، اما در هنگام تنهایی، بسیار اندک می‌خورند یا اصلاً چیزی نمی‌خورند، تشخیص علائم بی‌اشتهایی همیشه آسان نیست.

زمانی می‌رسد که رفتارهای توأم با بی‌اشتهایی برای خانواده و دوستان مشخص و واضح گردد. معمولاً افراد بی‌اشتها راجع به غذا دروغ می‌گویند،

تابع تشریفات یا قوانین معینی برای غذا خوردن هستند (که می‌تواند ازجمله علائم بی‌اشتهایی باشد) و به‌کرات تعابیری همچون» چرب یا ناجالب بکار می‌برند.

تصور می‌شود که مداخلهٔ زودهنگام یکی از مهم‌ترین روش‌ها برای پیشگیری از عوارض ناشی از بی‌اشتهایی باشد که می‌توان از آن جمله ناباروری، آسیب به سیستم قلبی و عروقی،

تضعیف ‌شدن استخوان‌ها (کاهش حجم استخوان) و در موارد حاد حتی مرگ را نام برد. بین 5 الی 20 درصد از افراد مبتلابه بی‌اشتهایی عصبی به دلیل عوارض ناشی از این اختلال می‌میرند.

به‌عبارت‌دیگر این اختلال در مقایسه با سایر وضعیت‌های سلامت روانی دارای یکی از بالاترین نرخ‌های مرگ است.

دربارهٔ بی‌اشتهایی چنین گفته می‌شود که درمان دائمی آن بسیار دشوار است و بسیاری از مبتلایان بارها و بارها در طول زندگی خود به مبارزه با آن می‌پردازند،

اما بااین‌وجود در مقایسه با گذشته امید بیشتری برای غلبه بر تمامی اختلال‌های مربوط به غذا خوردن وجود دارد. امروزه طیف گسترده از درمان‌های مؤثر در دسترس هست که از آن جمله می‌توان به درمان، گروه‌های پشتیبانی، مدیتیشن هدایت‌شده و سایر تمرین‌های ذهنی- جسمی و در برخی از موارد تجویز دارو اشاره نمود.

بی‌اشتهاییبی‌اشتهایی عصبی چیست؟

بر طبق اظهارنظر سازمان ملی اختلال‌های غذایی ، بی‌اشتهایی عصبی نوعی از اختلال غذایی است که حتی می‌تواند منجر به مرگ گردد و وجه مشخصهٔ آن کاهش وزن افراطی و خود گرسنگی دادن است. برای این بیماری تعارف دیگری هم وجود دارد.

به‌عنوان‌مثال در فرهنگ لغات وبستر چنین آمده است:

«بیماری احساسی و جسمی وخیم که در آن ترس غیرطبیعی از چاق شدن منجر به عادت‌های غذایی بسیار اندک و از دست دادن وزن به‌صورت خطرناک می‌گردد.»

وجه مشخصه و کلیدی در بی‌اشتهایی عصبی وزن بسیار پایین‌تر از حد طبیعی است. البته این بدان معنی نیست که افراد دارای وزن کم مبتلابه بی‌اشتهایی عصبی باشند،

اما بدون داشتن این ویژگی (پایین بودن معنی‌دار وزن) امکان تشخیص این اختلال وجود ندارد. جنیفر توماس،

نویسندهٔ کتاب «Almost Anorexic”، به‌عنوان یک کارشناس چنین می‌نویسد»: تشخیص بی‌اشتهایی به وزن واقعی فرد (در مقایسه با وزن ایده آل آن فرد) نسبت به درجهٔ کاهش وزنش بستگی دارد.

رابطهٔ بین بی‌اشتهایی و سایر اختلال‌های خوردن

رابطهٔ نزدیکی بین بی‌اشتهایی عصبی و سایر اختلال‌ها در غذا خوردن وجود دارد که به‌صورت رسمی و بر اساس نظر کارشناسان تشخیص داده‌شده‌اند.

این کار می‌تواند تشخیص کامل و درمان بی‌اشتهایی را دشوار سازد و شاید یکی از دلایلی باشد که گفته می‌شود، بهبودی این اختلال بسیار سخت و درمان آن بسیار پیچیده است.

امروزه دو نوع عمده از بی‌اشتهایی وجود دارد که بیماری را با آن تشخیص می‌دهند و عبارت‌اند از بی‌اشتهایی عصبی محدودکننده و نوع پرخوری/ تخلیهٔ معدهٔ بی‌اشتهایی عصبی.

علائم بی‌اشتهایی در طیف پیوستهٔ غذا خوردن طبیعی جای دارد: در یک سر این طیف، افرادی قرارگرفته‌اند که در هنگام داشتن وزن طبیعی بدن،

نیازهای معمول غذایی‌شان را دریافت می‌کنند (اغلب به‌صورت بالانس) و در سر دیگر افرادی هستند که به روش غیرطبیعی یا محدودی غذا می‌خورند و از همین رو برایشان بی‌اشتهایی،

سایر اختلال‌های شناخته‌شدهٔ غذایی (مانند اختلال پرخوری ، پرخوری عصبی و غیره) یا ترکیبی از این دو تشخیص داده می‌شود.

آن‌هایی که در میانهٔ این طیف قرار دارند، ممکن است به انواع روش‌های مختلف غذا بخورند. درحالی‌که افراد واقع در «ناحیهٔ خاکستری» به‌صورت رسمی به‌عنوان مبتلابه اختلال‌های خوردن محسوب نمی‌شوند، این احتمال وجود دارد که به روش‌های میانه‌رو یا بسیار متوازن هم غذا نخورند.

به‌عنوان‌مثال، امروزه برای بسیاری از افرادی که در تقلا هستند وزن سالم خود را حفظ نمایند،

«گرفتن رژیم غذایی همانند یویو» در حال تکرار است. به‌عبارت‌دیگر وزنشان در حال نوسان بین کاهش و افزایش است و یا اینکه انواع برنامهٔ مختلف رژیم را در طول زندگی‌شان تجربه می‌کنند (که برخی از آن‌ها محدودیت‌های رژیمی سفت‌وسختی هم دارند).

با تداوم این رفتارها عواقب منفی‌ای متوجه سلامت فرد خواهد بود یا کیفیت زندگی‌اش کاهش پیدا می‌کند (اختلال در خوردن تشخیص داده می‌شود).

بی اشتهایی از نوع محدود کننده

در برخی از موارد، رفتارهای توأم با بی‌اشتهایی می‌تواند منجر به فقره‌هایی از خوردن بشود. این حالت برای بیماران مبتلابه بی‌اشتهایی امر بعید به شمار نمی‌آید، به‌طوری‌که به مقابله با این وهله‌های خوردن می‌کنند.

این کار را از طریق تخلیهٔ معده (به‌عنوان‌مثال استفراغ، کاربرد ملین یا ورزش بیش‌ازاندازه) انجام می‌دهند. لازم به ذکر است که کم‌خوراکی می‌تواند میل قوی به پرخوری ایجاد نماید.

این وضعیت اغلب به‌صورت «بی‌اشتهایی نوع پرخوری/تخلیهٔ معده» تعریف می‌شود که رفتارهای خوردن یا تخلیهٔ معده و یا هردوی آن‌ها، در طول دوره‌های محدود (همگی در طی دوره‌های سه‌ماهه) اتفاق می‌افتد.

بااین‌وجود هرکسی با علائم پرخوری و تخلیهٔ معده (وجه مشخصه و کلیدی برای اختلال خوردن از نوع پرخوری عصبی) به‌عنوان فرد مبتلابه بی‌اشتهایی تشخیص داده نمی‌شود.

این افراد «بی‌اشتهایی از نوع محدودکننده» دارند که به‌ندرت به‌صورت یک‌مرتبه مقادیر زیادی غذا یا کالری مصرف کنند، بلکه بیشتر دریافت‌های غذایی‌شان بسیار محدود است.

بی‌اشتهایی عصبیعلائم و نشانه‌های شایع برای بی‌اشتهایی عصبی

نشانه‌ها، رفتارها و علائم هشداردهنده که معمولاً در بی‌اشتهایی عصبی دیده می‌شود به‌قرار زیرند:

  • تغییر وزن مکرر یا کم کردن وزن تعمدی و بسیار شدید. افرادی که اختلال در غذا خوردن ندارند، معمولاً وزن نسبتاً ثابتی دارند یا اینکه با افزایش سن اندکی به وزنشان اضافه می‌شود، اما تغییرات مکرر وزنی که می‌تواند بسیار زیاد هم باشد، علامت هشداردهنده‌ای برای اختلال در غذا خوردن محسوب می‌شود.
  • محدود کردن شدید تعداد کالری‌های مصرفی و معمولاً انواع غذاهایی که فرد قبلاً می‌خورده است.
  • ترس افراطی از اضافه‌وزن که اغلب منجر به وسواس و اضطراب می‌گردد.
  • تداوم رفتارهای ماندگار و غیرطبیعی به‌منظور پیشگیری از اضافه‌وزن. تبعیت از قوانین سفت‌وسخت رژیم غذایی در بین افراد مبتلابه بی‌اشتهایی امری شایع است.
مطلب:  دلایل ایجاد درماتیت (التهاب پوست) شوره‌ سر و 6 چاره طبیعی رفع آن

به‌عنوان‌مثال، این قوانین می‌تواند شامل تنها خوردن در زمان‌های خاصی از روز، تنها خوردن مقدار اندکی کالری در هرروز (که بدن را در مود گرسنگی قرار می‌دهد)، یا تنها خوردن تعداد محدودی غذاهای «بی‌خطر» باشد.

معمولاً شکستن این قوانین منجر به احساس گناه افراطی یا اضطراب از پیدا کردن اضافه‌وزن می‌گردد.

  • عزت‌نفس پایین، به‌ویژه دربارهٔ شمایل بدن یا سایر ویژگی‌های ظاهری
  • ناتوانی در درک عواقب ناشی از اختلال در غذا خوردن (شامل عدم پذیرش کمک یا پذیرفتن مشکل خود با انکار و تکذیب شدید وضعیت)

انکار گرسنگی، دروغ راجع به رفتارهای خوردن، امتناع از غذا خوردن با دیگران یا در موقعیت‌های اجتماعی، کناره‌گیری از موقعیت‌های طبیعی اجتماعی و بهانه‌تراشی مداوم برای اجتناب از موقعیت‌هایی که در آن احتمال خوردن غذا وجود دارد.

باورهای نادرست

برای افراد مبتلابه بی‌اشتهایی ورزش افراطی یا «اعتیاد به ورزش» امری طبیعی است.

این ورزش‌ها افراطی، ناسالم و سنگین هستند. به ورزش به‌عنوان روشی از روش‌ها «چربی سوزی» و پیش‌گیری از اضافه‌وزن نگاه می‌کنند و به آن‌ها کمک می‌کند تا ترس یا اضطراب خود را کاهش دهند.

  • کناره‌گیری از فعالیت‌ها و دوستان معمول

گاهی اوقات علائم توأم با سایر بیماری‌های روانی است که از آن جمله می‌توان به افسردگی، اختلال ناهنجاری در شکل بخش خاصی از بدن ، سوء کاربرد تجویزهای دارویی یا مواد اشاره نمود.

ازآنجایی‌که بی‌اشتهایی سبب می‌شود تا افراد مقدار کالری کمتر از مقدار موردنیاز بدن برای انجام کامل وظایفش مصرف‌ کنند، بسیاری از مشکلات سلامتی به‌به طبع آن رخ می‌دهد.

بی اشتهایی

بر طبق نظر سازمان Eating Disorder Hope، عوارض جسمی و روانی توأم با بی‌اشتهایی می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

تغییر در قاعدگی، پریودهای نامنظم یا ناباروری. آمنوره یا نبود غیرطبیعی قاعدگی برای سه دورهٔ متوالی قاعدگی در بین زنان مبتلابه بی‌اشتهایی شایع است.

در بین زنان در سن باروری، می‌تواند این امر موجب ناباروری یا دشواری در حاملگی گردد. بعلاوه ریسک بالاتری برای سقط‌جنین و عوارض موجود در ضمن حاملگی در آن‌ها دیده می‌شود.

  • افسردگی، خستگی، انگیزهٔ پایین و لتارژی .
  • انزوا و کناره‌گیری اجتماعی.
  • نقص‌های شناختی مانند مغز مه‌آلود ، عدم جهت‌یابی صحیح و گاهی اوقات سرگیجه.
  • تغییر در ریتم قلب و فشارخون شامل تپش قلب، پایین آمدن ضربان قلب و کاهش فشارخون.
  • ضایعهٔ ماهیچه‌ای، ضعف و گاهی اوقات درد.
  • کاهش تراکم استخوان (پوکی استخوان ). این پدیده با خشکی و شکنندگی استخوان‌های براثر کاهش دریافت کالری/ مواد مغذی رخ می‌دهد که مسئلهٔ وخیمی به شمار می‌آید و گاهی اوقات اثر غیرقابل‌جبران سوءتغذیه می‌تواند در سنین جوانی شکل ‌گیرد که منجر به شکستگی استخوان یا سایر معلولیت‌ها گردد.
  • پوست خشک و گاهی اوقات بسیار نازک یا رنگ‌پریده (شامل ظاهر بسیار رنگ‌پریده، بیمارگونه یا خسته).
  • موی لانوگو که در طی آن موهای صاف و نازک به‌صورت غیرطبیعی بر روی صورت و بدن رشد می‌کنند. برخی معتقدند که بدین روش بدن سعی دارد دمان درونی خود را نزدیک به حد طبیعی حفظ کند.
  • احساس سرما به‌کرات (به‌ویژه در انگشتان دست‌وپا و نواحی انتهایی بدن ).
  • نازک ‌شدن مو ازآنجایی‌که دریافت کالری پایین است و به‌اندازهٔ کافی مواد مغذی لازم برای رشد سالم موها تأمین نمی‌گردد.

در بین زنان جوان (بین 15 الی 24 ساله) که از بی‌اشتهایی عصبی رنج می‌برند، نرخ مرگ ناشی از این بیماری 12 مرتبه بالاتر از نرخ مرگ بنا به سایر علل دیگر مرگ‌ومیر است.

بی اشتهاییعلل و فاکتورهای خطر بی‌اشتهایی عصبی

حدود 20 میلیون زن و 10 میلیون مرد آمریکایی در برهه‌ای از زندگی خود از اختلال‌های تغذیه‌ای رنج می‌برند که به لحاظ بالینی معنی‌دار محسوب می‌گردند

و از آن جمله می‌توان به بی‌اشتهایی عصبی، پرخوری عصبی، اختلال پرخوری یا سایر اختلال‌های غذایی مشخص (EDNOS) اشاره نمود.

بیشترین شیوع بی‌اشتهایی در بین زنان تحصیل‌کردهٔ جوان تا میان‌سال سفیدپوست از غیر نژاد اسپانیولی است.

بعلاوه از سال 1950 نرخ موارد جدید ابتلا به اختلال‌های غذا خوردن رو به افزایش بوده است و درجهٔ شیوع بی‌اشتهایی (به‌ویژه در بین نوجوانان و افراد بالغ جوان) همچنان صعودی است.

مقاله‌ای در ژورنال Indian Journal of Psychiatry به چاپ رسید که بر طبق آن، «بیشترین درجهٔ شیوع به انواع اختلال‌های غذا خوردن در بین مردمان فرهنگ غربی دیده می‌شود که در آنجا غذا به‌وفور وجود دارد و جذابیت زنان به باریک و لاغر بودن آن‌هاست».

به‌طورکلی نمی‌توان گفت صرف یک دلیل اختلال غذا خوردن شکل می‌گیرد و ترکیبی از فاکتورهای هم‌پوشان مختلف سبب این امر می‌گردند.

این فاکتورها شامل استعداد ژنتیکی، روش پرورش افراد، تأثیر از رسانه‌ها، فشار یا تحکم دوستان یا خانواده، اختلال‌های روانی هم‌زمان، سابقهٔ داشتن نافرمی بدن و استعمال دارو/ موادی که عملکرد شناختی را تضعیف می‌کند.

بعلاوه تحقیقات نشان می‌دهد که فاکتورهای زیست عصبی (مانند عملکرد نادرست سروتونین در مغز، ویژگی‌های شخصیتی و تجارب نامناسب قبلی) هم می‌توانند ازجمله فاکتورهایی باشند که در بروز اختلال‌های غذا خوردن دخیل هستند.

رژیم‌های غذایی هم‌سال‌های طولانی است که از دیگر فاکتورهای خطر معنی‌دار به شمار می‌آید و طبق نظر انجمن ملی اختلال‌های غذایی، حدود 35 درصد از «رژیم‌های طبیعی» به رژیم‌های بیماری‌زایی ختم می‌گردد که بالغ‌بر 25 درصد آن‌ها اختلال‌های غذایی سندرم کاملی یا جزئی شامل بی‌اشتهایی است.

مطلب:  6 حساسیت‌ غذایی که باید بشناسیم؟ معالجه و چاره های طبیعی رفع آن

افرادی که ظاهراً بالاترین ریسک را برای ابتلا به بی‌اشتهایی دارند، به‌قرار زیر می‌باشند:

هرکسی که سابقهٔ گرفتن رژیم‌های مکرر یا سایر اختلال‌های غذایی دارد. رژیم گرفتن طولانی‌مدت، رژیم از سن جوانی و رژیم‌های یویو می‌توانند منجر به فوبیای افزایش وزن گردد.

همان‌طور که پیش‌تر ذکر شد، اختلال‌های بدفرمی بدن، پرخوری، بی‌اشتهایی و پرخوری عصبی می‌توانند همگی با یکدیگر در فرد وجود داشته باشند.

«رفتارهای تخلیهٔ معده» توأم با پرخوری عصبی، مانند استعمال ملین یا استفراغ، می‌تواند در نگهداری آب بدن و میل به غذا نقش داشته باشد که به‌نوبهٔ خود باعث اضطراب هر چه بیشتر از شکل و شمایل بدن می‌گردد.

  • افراد مبتلابه سایر بیماری‌های روانی، مانند اضطراب، افسردگی، اختلال دوقطبی ، اختلال شخصیتی کناره‌گیر و اختلال وسواس جبری .
  • افراد دارای سابقهٔ فامیلی ابتلا به بی‌اشتهایی یا سایر اختلال‌های غذا خوردن.
  • بروز اختلال‌های غذا خوردن بیشترین احتمال را در نوجوانان دارد اما افراد میان‌سال هم از آن رنج می‌برند.
  • معمولاً افراد دارای شخصیت بسیار سرکوب‌شده، جاه‌طلب، جدی، نافذ، کنترل‌کننده، انعطاف‌ناپذیر و منتقد.

افرادی که تجربهٔ سوءاستفادهٔ جنسی، توهین‌های جسمی، ضربهٔ روحی دارند یا اینکه از اختلال استرس پس از تروما رنج می‌برند.

علت آن است که استرس مزمن یا رویدادهای احساسی تروماتیک می‌تواند در کاهش عزت‌نفس، کناره‌گیری از جامعه، افسردگی، احساس خجالت، احساس عدم امنیت، نوسان خلق‌وخو و مشکلات مرتبط با موارد دیگر نقش داشته باشد.

افرادی که مشکلات سوءمصرف مواد دارند (شامل الکل، ماری‌جوآنا، تجویزهای دارویی با سایر داروهای غیرقانونی). بر طبق مطالعات، اختلال سوءمصرف الکل و سایر مواد چهار برابر در بین افراد مبتلابه اختلال‌های غذایی شایع‌تر از افراد معمولی است.

افرادی که درگذشته مصرف نادرستی از «داروهای کاهش وزن»، انواع چای، مواد ملین یا تجویزهای دارویی داشته‌اند.

بی‌اشتهایی

شیوهٔ درمانی مرسوم برای اختلال‌های غذا خوردن و بی‌اشتهایی

اگرچه بسیاری از بیماران مبتلابه بی‌اشتهایی عصبی در طول زمان بهبود پیدا می‌کنند، بر طبق مطالعات، نسبت قابل‌توجهی همچنان دارای اختلال در شکل و شمایل بدن، غذا خوردن نامنظم و سایر اشکالات روانی هستند.

افراد بهبودیافته، در اکثر موارد به‌موقع درمان می‌شوند (درمان زودهنگام)، از حمایت مداوم برخوردارند، از طریق مدیتیشن یا سایر روش‌های کنترل استرس به مراقبهٔ احساسی می‌پردازند و در زمان عود مجدد علائم آن را به زبان می‌آورند.

به‌منظور تشخیص طبی بی‌اشتهایی عصبی (که معمولاً با پادرمیانی اعضای خانواده فرد به فکر درمان می‌افتد) دکتر علائم اختلال غذا خوردن را باهدف شناسایی علائم و رفتارهای کلیدی مورد ارزیابی قرار می‌دهد.

دکتر معالج احتمالاً راجع به سابقهٔ خانوادگی ابتلا به اختلال‌های غذا خوردن و سایر اختلال‌های روان‌پزشکی، اختلال‌های سوءمصرف الکل و سایر مواد، بیماری چاقی، تعامل اعضای خانواده در قبال اختلال فرد بیمار، گرایش خانواده در قبال غذا خوردن، ورزش کردن و گرایش فعلی بیمار در قبال ظاهر خود سؤال خواهد پرسید.

بی‌اشتهایی معمولاً با روش‌های ترکیبی شامل موارد زیر درمان می‌شود:

مشاورهٔ روانی یا روان‌درمانی. رفتاردرمانی شناختی (که شامل بیشتر موارد زیر است) امروزه یکی از مؤثرترین روش‌های درمانی برای بهبود طولانی‌مدت در نظر گرفته می‌شود.

گرفتن کمک از متخصص تغذیه یا متخصص رژیم‌های غذایی به‌منظور دریافت الگوهای سالم‌تر غذا خوردن که کالری و مواد مغذی موردنیاز بدن را فراهم می‌آورد.

گاهی اوقات استعمال دارو (شامل داروهای ضد اضطراب یا ضدافسردگی مانند مهارکنندهٔ انتخابی جذب سروتونین در پایانه‌های پیش‌سیناپسی عصب مثل Fluoxetine یا Citalopram).

این داروها معمولاً در درازمدت مورداستفاده قرار نمی‌گیرند اما می‌توانند برای برخی از بیماران در مراحل آغازی غلبه بر این اختلال مفید باشد (به‌ویژه زمانی که اضطراب فرد بالاست)؛ اما استعمال طولانی‌مدت داروهای روان‌درمان می‌تواند اثرات مخرب و منفی داشته باشند.

رصد تیمی از دکترهای معالج (گاهی اوقات در طی بستری‌شده‌های آغازین در بیمارستان یا دورهٔ توان‌بخشی).

دکترهای معالج معمولاً بیمار را به‌منظور رصد عوارض جانبی توأم با بی‌اشتهایی مورد معاینه قرار می‌دهند (منظور مشکلاتی همچون مشکلات قلبی، عدم توازن الکترولیت‌های بدن، ضعف، مشکلات شناختی و غیره).

بعلاوه معمولاً از بیمار راجع به هرگونه رژیم‌های ورزشی سنگین و نیز رفتارهای تخلیهٔ معده (شامل استفراغ بعد از غذا خوردن، سوءمصرف ملین، مصرف قرص یا مکمل‌های غذایی، استعمال انواع مدر یا اماله ) سؤال پرسیده می‌شود.

5بی اشتهایی روش‌های درمانی طبیعی در درمان بی‌اشتهایی عصبی

1- رفتاردرمانی شناختی

طبق نظر کارشناسان در کلینیک Mayo، «بی‌اشتهایی واقعاً در قبال غذا نیست، بلکه روشی ناسالم برای غلبه بر مشکلات احساسی است. زمانی که فردی بی‌اشتهایی دارد، اغلب از عزت‌نفس پایینی برخوردار است».

رفتاردرمانی شناختی (یا CBT) یکی از راه‌هایی است که افراد مبتلابه بی‌اشتهایی می‌توانند از طریق آن به کشف الگوهای تفکری خود راجع به عزت‌نفس پایین و وسواس فکری جهت نیاز به کنترل، لاغر بودن و داشتن ظاهر «جذاب» برای دیگران بپردازند.

رفتاردرمانی شناختی نوعی «گفتاردرمانی» ست که بر تغییر تفکر منفی راجع به الگوهای رفتاری تمرکز دارد.

لازم به ذکر است الگوهای رفتاری مذکر و در پاتولوژی غذا خوردن دخیل هستند.

بر طبق مطالعات، رفتاردرمانی شناختی به طرز معنی‌داری در عین کاهش ریسک عود بیماری، احتمال کسب نتایج خوب در بهبودی بیمار را افزایش می‌دهد (نسبت به مشاورهٔ تغذیه‌ای صرف که مبتنی بر آموزش مواد مغذی و تبادلات آن‌هاست).

در بین بیمارانی که رفتاردرمانی شناختی دریافت کرده‌اند، برای برخی هم داروهای ضدافسردگی تجویز می‌شود تا شانس غلبه بر این اختلال افزایش یابد.

سایر انواع روش‌های درمانی به‌کاررفته برای درمان اختلال‌های غذا خوردن می‌تواند شامل درمان خانوادگی ، درمان تحلیلی شناختی و درمان روانی – اجتماعی باشد.

2- دریافت کمک از متخصص تغذیه یا متخصص رژیم غذایی

درمانگر یا متخصص تغذیه و یا هردوی آن‌ها می‌توانند به افراد مبتلابه بی‌اشتهایی با ارائهٔ دستورالعمل و پشتیبانی‌های لازم در غذا خوردن متعادل و دریافت رژیم غذایی شفابخشی کمک نمایند که انرژی (کالری) کافی و مواد مغذی ویژه به‌منظور برآوردن نیازهای بدن و ممانعت از بروز علائم ناشی از وخیم ‌شدن بیماری را داراست.

مطلب:  علائم عفونت ادراری ، عوامل ایجاد و چاره های طبیعی رفع آن

نیازهای دقیق کالری و برنامهٔ غذایی به وضعیت سلامتی فرد بیمار و نیز تمایل او به تغییر رژیم غذایی و علائم بیماری بستگی دارد.

در برخی از موارد مانند موارد بیمارستانی لازم است مشکلات موجود درمان شود و از بروز مشکلات وخیمی همچون غش‌وضعف ، نارسایی قلبی و غیره پیش‌گیری به عمل آید.

این‌گونه درمان‌ها ممکن است شامل برنامه‌های بستری بیمار در بیمارستان، بستری جزئی، درمان سرپایی شدید و مراقبت‌های ویژه در واحد تخصصی اختلال‌های تغذیه‌ای یا ماندن در سایر مراکز توان‌بخشی باشد (الزاماً تمام این موارد با یکدیگر اجرا نمی‌شود).

ضمن بستری در بیمارستان ممکن است به بیمار در صورت عدم تمایل به خوردن غذای کافی، به زور غذا داده شود و برایش طیفی از غذاهای مورد تجویز مشاور تهیه گردد.

بعلاوه ازنظر بهبود مارکرهای سلامتی، رفتارهای غذا خوردن و مهارت‌های تسلط بر احساسات به‌طور مرتب تحت نظر باشد.

3بی اشتهایی– حمایت خانواده و دوستان

حمایت از طرف خانواده و دوستان می‌توان بی‌نهایت در غلبه بر این اختلال مفید باشد. درصورتی‌که بیمار بستری در مرکز درمانی به خانه بازگردانده شود،

اعضای خانواده معمولاً جهت رسیدگی عملی و مفید به زمان‌ها وعده‌غذایی و نوسان‌های احساسی او نکات لازم را دریافت نموده‌اند.

برخی از روش‌های مفید بودن اعضای خانواده و دوستان عبارت‌اند از شناسایی محدودیت‌های موجود در ساختار و پویایی خانواده؛ آموزش تعامل‌های سالم؛

روش مواجهه با ناسازگاری و مخالفت‌ها؛ درمان سوءمصرف مواد و پایان دادن به هر نوع آسیب‌های روحی و روانی یا تحقیرهای جسمی.

خانواده یا دوستان نزدیک بعلاوه می‌توانند به بیمار در بازیابی رابطهٔ صمیمی و حس اعتماد به یکدیگر کمک نمایند؛ می‌توانند در بالا بردن عزت‌نفس نقش داشته باشند؛

مهارت‌های ارتباطی و استقلال شخصیتی را به بیمار بیاموزند؛ محدودیت‌های مناسبی وضع نمایند؛ بازخوردهای مفیدی فراهم آورند؛ و به بیمار احساس دلسوزی، یکدلی و نزدیکی در زمان‌های سختی را القا نمایند.

4- ملحق ‌شدن به گروه‌های پشتیبانی دائمی

طی دوران بهبودی، بسیاری از بیماران به گروه‌های پشتیبانی آنلاین یا حضوری می‌پیوندند تا حس کنند افرادی وجود دارند که حال آن‌ها درک می‌کنند و تنها نیستند.

صحبت کردن با دیگرانی که خود بر این مشکل غلبه کرده‌اند، می‌تواند برای ایجاد امیدواری و تسریع روند بهبودی بسیار باارزش باشد.

طبق نظر متخصصان امر، در مرحلهٔ نخست دریافت پشتیبانی از درمانگر متخصص و دکتر و سپس از دوستان توصیه می‌شود.

بیان احساس آسیب‌پذیری و نیاز، در عین تشویق شدن از سوی افراد درگیر با همین مشکل، یکی از راضی‌کننده، ارزان‌قیمت، بی‌خطر و ارزشمندترین چیزهایی است که می‌تواند طی روند بهبودی به کمک فرد بیاید.

جهت دریافت اطلاعات بیشتر راجع به گروه‌های پشتیبانی غلبه بر بی‌اشتهایی می‌توانید به وب‌سایت Eating Disorder Hope رجوع فرمایید.

5- افزایش عزت‌نفس به روش‌های دیگر

ازجمله روش‌های دیگر کارآمد در از بین بردن استرس، ایجاد اعتمادبه‌نفس و اعتماد به دیگران می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:

  • انجام منظم کارهای خلاقانه و سرگرم‌کننده در هرروز (مانند سرگرمی یا کارهای هنری).
  • انجام مدیتیشن در مجموعه‌های گروهی، یوگا، تایی چی یا سایر تمرین‌های ذهنی – بدنی.
  • اقدام به فعالیت‌های تازه، ملحق ‌شدن به تیم یا انجام کار داوطلبی.
  • نوشتن برای مجله. این کار می‌تواند در درک این مطلب به بیمار کمک کند که برای انسان بودن به ویژگی‌های ارزشمند زیادی غیر از صفات ظاهری نیاز است.
  • گذراندن وقت بیشتر در بیرون منزل و بهره‌وری از طبیعت مانند پیاده‌روی، شنا، گردش‌های طولانی با پای پیاده یا زمین ‌گردی.
  • ورزش منظم به شیوهٔ سالم (با تأیید پزشک معالج).
  • تمرین تکنیک‌های تنفس عمیق و حرکات کششی برای کم کردن استرس‌های جسمی.
  • نماز و عبادت و سایر اشکال کارهای روحانی یا مدیتیشن که می‌تواند حس بی‌نیازی را در فرد تقویت کند.
  • تقویت روابط با افراد حامی (طبق مطالعات روابط ما یکی از چیزهایی است که رضایت ما را شکل می‌دهد).

رفع بی اشتهایی عصبی و افزایش اشتها با درمان های طبیعی دکتر اکس

احتیاط‌های لازم در زمان ابتلا به بی‌اشتهایی عصبی

درخواست کمک از سوی فرد مبتلابه بی‌اشتهایی یا سایر اختلال‌های غذا خوردن ممکن است چندان آسان نباشد و حتی در برخی از موارد حائز اهمیت بسیاری باشد. بی‌اشتهایی می‌تواند منجر به مرگ بیمار شود و حتی اگر مرگ‌آور هم نباشد،

می‌تواند منتهی به بروز مشکلات طولانی‌مدت در سلامت فرد گردد. از همین رو باید در یک چنین مواردی دریافت چکاپ کامل پزشکی، کمک و بیمهٔ مقتضی لحاظ شود.

بعلاوه مسئلهٔ دیگر یافتن دکتر و متخصص درمانگری است که پیش‌تر با بیماران مبتلابه اختلال غذا خوردن سروکار داشته است و برای درمان هم بیمه قبول می‌کند.

بسیاری از منابع آنلاین وجود دارد تا به جستجوی گزینه‌های موجود و یافتن درمان مناسب بیماران کمک نماید. درصورتی‌که مطمئن نیستید از چه جایی باید شروع کرد،

نگرانی‌های خود را با اعضای معتمد خانواده یا پزشک خود (کسی می‌تواند در صورت نیاز هرگونه تست آزمایشگاهی تخصصی یا معاینه‌های پزشکی را تجویز و اجرا نماید) در میان بگذارید.

پیش از قطعی شدن روش درمان، چند گزینهٔ مختلف را در نظر بگیرید که بدون تحمیل یا تغییر سبک زندگی شما با نیازهایتان تطبیق پیدا کند.

نظرات پایانی راجع به بی‌اشتهایی عصبی

بی‌اشتهایی عصبی اختلال احساسی در غذا خوردن به شمار می‌آید که وجه مشخصهٔ آن گرسنگی دادن به خود یا تمایل وسواس گونه به کاهش وزن از طریق امتناع از خوردن کالری کافی است.

علائم و نشانه‌های این بیماری شامل از دست ‌دادن افراطی وزن، دروغ گفتن راجع به دریافت غذا، پیروی از قوانین سفت‌وسخت دریافت مواد غذایی، کناره‌گیری از اجتماع و انجام افراطی حرکات ورزشی هست.

عوارض ناشی از بی‌اشتهایی می‌تواند شامل آمنوره (فقدان پریود)، ناباروری، کاهش تراکم استخوان، تغییرات شناختی، خشکی پوست و مو و مشکلات قلبی باشد.

روش‌های طبیعی برای کمک به افراد مبتلابه بی‌اشتهایی جهت غلبه بر این وضعیتشان عبارت‌اند از رفتاردرمانی شناختی، حمایت اجتماعی، تحت نظر پزشک بودن، کاهش استرس، افزایش مهارت‌های مسلط بودن بر احساسات و ملاقات با متخصص تغذیه جهت دریافت دستورالعمل غذایی.

آمنوره ویکی پدیا فارسی

مطالب مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن